X
تبلیغات
یا هو یا کسنزان - دراویش قادریه‌ی کسنزانی

یا هو یا کسنزان

درویش خدا نیست خدا درویش است

دراویش قادریه‌ی کسنزانی

دراویش قادریه‌ی کسنزانی

 

‌از جمله آنچه مریدان کس‌نزانی در امر خوارق عادات

دارند و از طرف آنان اظهار شده موارد زیر است:


1ـ مرید،‌ وسایل تیز از قبیل سرنیزه و شمشیر، ‌در

قسمت‌هایی از بدنش فرو می‌کند، ‌در حالی که این

 ادوات و وسایل قبلاً ضد‌عفونی نشده‌اند؛ ‌این ابزار در

نقاطی از بدن مانند گونه‌ها، زبان، سقف دهان،‌ نرمه‌ی

گوش،‌ بازو، عضلات سینه، شکم و پشت فرو می‌رود.


2ـ مرید، ‌خنجر را در اطراف جمجمه و یا در استخوان جناغ

 فرو می‌کند و حتی گاهی با چکش آن را می‌کوبد.


3ـ خوردن شیشه و بلعِ ‌اشیایی از قبیل کاسه،

‌لامپ‌های الکتریکی و تیغ‌ سلمانی (آرایشگری)


4ـ مقاومت در برابر آتش؛ مثلاً آتش بر افروخته از

وسیله‌ای را در دهان قرار می‌دهد و یا قطعه آهن

گداخته‌ای را با دست به دهان می‌برد و سپس با دندان نگاه می‌دارد

مقاومت در برابر سموم مار و عقرب؛‌ چنان که برخی از

مریدان دست خود را در برابر گزش مار و نیش عقرب قرار

 می‌دهند، ‌و یا زبان خود را مورد حمله‌ی نیش کژدم و مار

 نگاه داشته‌اند، حتی در حالت خلسه سر مار و دم

عقرب را در دهان گذاشته و فرو می‌برند.


6ـ‌ مقاومت در برابر برق گرفتگی؛ که مرید بدن خود را در

برابر جریانات الکتریکی قرار می‌دهد تا آنجا که بدن او نیز

هادی الکتریسیته شده و با روشن کردن لامپ‌ها، دوام و

جریان برق را به اثبات می‌رسانند

 

علاوه بر آنچه که در تمرین‌های مریدان یاد شد، ‌اعمال

خارق‌العاده‌ی دیگر از طرف مریدان کسنزانی مشاهده

می‌شود مانند این‌که سنگ بزرگی را بر سر خود

می‌کوبند و با سر خود با شدت تمام به در و  دیوار

می‌زنند و یا شمشیر تیز بر زبان خود فرو می‌آورند و

زخم‌های عمیقی را ایجاد می‌کنند که با برداشتن

وسیله، ‌زخم التیام می‌پذیرد؛ یا نیزه در گردن خود فرو

 کرده و یا وسایل آتشین بر بدن خود قرار می‌دهند بدون

این که هیچ کدام از آنها موجب هلاک یا مرگ شود

سماع

از دیدگاه عرفان سماع راه پیوند انسان به هیجان درون و

 رسیدن به حالی فراتر و توانایی و روشنایی بخشیدن به

 روح است. همچنین گفته شده است که سماعْ بارآور

 حالی در دل است که وجد نامیده می‌شود. وجد انسان

 را بر می‌انگیزد تا برخیزد و حرکت کند، بر زمین پای کوبد

 و بچرخد. هنگامی که این حرکات با هماهنگی اجرا

شود، ‌انگیزه‌ی شادی و سرور  در درون می‌گردد

 

سماع از جمله مهم‌ترین آداب رمزی در تصوّف است که

هر جزء آن تعبیر و تفسیری رمزی به خود می‌گیرد.

 خود

مراسم سماع  تمثیل و رمزی است که در آن می‌توان

تمام مراحل سیر و سلوک را یافت. به عقیده‌ی خود

دراویش، چرخ زدن در سماع اشاره‌ای است به گردش

اجرام سماوی و گردش روزگار، پای کوبیدن در سماع لگد

 مال شدن نفس توسط سالک و غلبه‌ی او بر نفس و هر

 چیز غیر حق، دایره‌ی دف اشارت است به دایره‌ی اکوان،

 پوستی که بر دف مرکب است اشاره به وجود مطلق،

 ضربی که بر دف وارد می‌شود اشارت است به ورود واردات الهی که از باطن بطون بر وجود مطلق وارد

می‌شود

اما در جواب این که چرا در سماع درویشان هنگام ذکر صدای خود را بلند می‌کنند؟

 

پیروان طریقه‌ی قادریه می‌گویند چون علی بن ابی‌طالب

همیشه ذکر خدا را با صدای جلی و رسا بر زبان

می‌رانده این است که درویشان هم هنگام ذکر، صدای

خود را بلند می‌کنند و نیز به هنگام ذکر به جلو و طرفین

متمایل شده به رقص و سماع می‌پردازند و مجوز خود را برای تحرک و جنب و جوش قرآن کریم می‌دانند که می‌فرماید:


فاذا قضیتم الصلوه فاذکرو الله قیاما و قعودا و علی جنوبکم (نساء / 103

 

ذکر

ذکر درویشان قادریه بر دو نوع است: ‌یکی در حال

نشسته که به آن (تهلیل) می‌گویند و دیگری ایستاده که به آن (هره) یا (قیام) گفته می‌شود.


ذکر تهلیل؛ درویش‌ها در مسجد، ‌خانقاه یا منزل حلقه‌وار

می‌نشینند. درویشان همگی لباس سفید بر تن می‌کنند.

 که لباس آنها یک پیراهن بلند و یک شلوار بزرگ سفید

است. همگی آنها موهای خود را افشان می‌کنند. شیخ

 یا خلیفه و اگر آن دو حضور نداشته باشند شخص دیگری

 که او را سر ذاکر می‌نامند و تقریباً اجازه‌ی رهبری ذکر را

 دارد بعد از ادای فرضیه‌ی نماز عشاء ذکر را شروع می‌نمایند

در جمع درویشان 4 الی 5 نفر کار نوازندگی دف و طاس

و بعضی وقت‌ها شمشال را بر عهده دارند که دراویش

 حرکات خود را با ریتم این سازها هماهنگ می‌کنند.

رهبر ذکر در وسط یا داخل حلقه‌ی ذکر قرار می‌گیرد و در

حالی که تسبیحی در دست دارد یک بار استغفرالله

می‌گوید، بعد فاتحه می‌خواند و درویشان او را همراهی می‌کنند پس به این شرح ادامه می‌دهند

 

اللهم اعنا علی دوام ذکرک و شکرک و حسن عبادتک و

 توفیق طاعتک و اجتناب معصیتک و امتثال و امرک بتوفیق

 الله تعالی و باجازه انبیاء الله و اولیاء الله وشهاده خیر

خلق الله. حبیب الله و روسل الله صلی الله و علیه و

سلم». آنگاه صد بار (لا اله الا الله) را دسته جمعی

می‌خوانند و سر ذاکر در آخر (محمد رسول الله) می‌گوید

 و چنین ادامه می‌دهد: ممد یا الله، یا رسول اللهه، یا

حبیب الله، یا خاتم الانبیاء و رسول الله صلی الله علیه و سلم، یا انبیاء الله، یا اولیاء الله یا استاذنا و یا پیر دستگیر

 

، یا غوث الاظم، ‌مدد هو... بعد کلمه‌ی الله با صدای

 کشیده چهار فنری (الله، الله، الله، الله) صد بار و با آهنگ

 متوسط دو فنری (الله، الله) هم یک صد بار و در آخر با

صدای کوتاه یک ضربی حدادی (آهنگری) (الله) صد بار بر

 زبان رانده می‌شود. و سر ذاکر یا خلیفه به تنهایی چنین

 ادامه می‌دهد: الله اکبر من کل شیء، افضل الذکر لا اله

 الا الله وحده لا شریک له، له الملک و له الحمد، یحیی و

 یمیت بیده الخیر و هم کل شیء قدیر و سه بار هم

می‌گوید: «صلاه و سلام علیک و علی آلک و اصحابک یا

رسول الله و صلی الله علیه و سلم» و بعد آیه شریفه

 «ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی الاخره حسنه و قنا

غذاب النار» را تلاوت می‌کند و آمین می‌گوید و مقداری

دعا و استغفار می‌کنند و بعد از آن دسته جمعی سه بار

 این اشعار را با صدای رسا می‌خوانند. اللهم یا دائم

الفضل علی البریه/ یا باسط الدین بالعطیه/ یا صاحب

المواهب السنیه/ یا دافع البلایا و البلیه/ یا غافر الذنوب و

الخطیه/ صل علی محمد خیر الوری سجیه/ و اغفرلنا یا

ربنا فی الصبح و العشیه. بعد سه بار هم «سبحان الله و

بحمده سبحان الله العظیم» را به زبان می‌رانند و سه

مرتبه هم می‌گویند «جزی الله عنا سیدنا محمد صلی الله

 علیه و سلم بما هو اهله» یک بار نیز استغفرالله

می‌گویند. بعد از قرائت فاتحه دسته جمعی سه بار آیه‌ی

 «ان الله و ملائکته یصلون علی النبی یا

 ایهالذین آمنو صلو علیه و سلمو تسلیما»

تلاوت می‌شود و بعد صلوات «اللهم صلی علی

سیدنا محمد و علی آل سیدنا محمد» و بعد از

 آن هم «کل داء و دواء و بارک و سلم علیه و

علیهم » سه بار خوانده می‌شود و تهلیل پایان می‌پذیرید

 

ذکر «هره» یا «قیام»؛

 

ذکر «هره» یا «قیام»؛ برای ذکر قیام (ایستاده) درویشان

 به پا می‌خیزند و حلقه‌ای تشکیل می دهند. خلیفه یا

سر ذاکر در وسط ایستادهْ رهبری ذکر را به عهده

می‌گیرد. در این ذکر هم مانند ذکر تهلیل آهنگ طبل و

دف و شمشالْ حرکات درویشان را همراهی می‌کند. در

 حین ذکر درویشان سرها را برهنه کرده و موهای

بلندشان را پریشان می‌کنند

درویشان همگی دست‌هایشان را جلوی سینه‌شان

حلقه می‌کنند. رهبر ذکر بعد از ستایش خدا و استمداد

از او و پیغمبر و خلفای راشدین و پیران طریقت مخصوصاً

عبدالقادر گیلانی، ‌با عبارت حی الله (زنده است خدا) ذکر

 دسته جمعی را آغاز می‌نمایند. «حی الله» عدد معینی

ندارد، ‌تکرار آن بسته به طاقت درویشان و امکانات زمانی

 می‌باشد. ممکن است از نیم ساعت تا دو ساعت ادامه

یابد. در مرحله‌ی دوم کلمه‌ی حی در حلق به صورت گنگ

 ادا می‌شود و تنها الله به طور صریح و واضح بر زبان

 جاری می‌گردد. این ذکر را «غوثی» می‌نامند. در

مرحله‌ی سوم می‌گویند «حی حی حی الله» یا این که

«حی و قیوم حی الله» و نیز ممکن است «حی و موجود

 حی الله» گفته شود. که ادامه آن هم از  حد توانایی

درویشان نمی‌گذرد. در مرحله‌ی چهارم «دائم دائم» گفته

 می‌شود که آن نیز عدد معینی ندارد. البته در این حالت

ذکر به آخرین درجه‌ی شور و جذبه می‌رسد و صدای

طبل و دف کاملاً باید با آن همراه باشد

 

مراحل ذکر بسته به نظر خلیفه و سر ذاکر، قابل تغییر

است. بعد از پایان ذکر، خلیفه یا سر ذاکر درویش‌ها را به

 جلوس دعوت می‌نماید و بعد دعا و فاتحه خوانده

می‌شود و به این ترتیب ذکر پایان می‌یابد. گاهی اشعار

 و نیایش‌های مذهبی به زبان کُردی همراه با نواختن دف

 پیش از فاتحه یا بعد از آن با لحن سوزناکی توسط یک

نفر خوش صدا خوانده می‌شود و نیز ممکن است شخص

 مزبور با لحن اندوهگینی به مناجات و مدح شیخ بپردازد.

این گونه مدح و مناجات را «سوزه» می‌گویند که خواننده

 همراه با آن به آرامی گریه می‌کند. در پایان ذکر همه‌ی

 درویشان دارای موهای آشفته و نگاه‌های غیر عادی

هستند و دیگر از صدای طبل و دف خبری نیست. در این

 موقع یکی از حاضران با خواندن مناجات و نثار صلوات در

قالب رباعی و دو بیتی به زبان کُردی سکوت را در هم

می‌شکند

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 16:25  توسط حامد امانی  |